|
خانه
:: كل
بازديدها ::
:: موضوعات
وبلاگ ::
:: اوقات
شرعي ::
:: لينک به
وبلاگ ::
:: دوستان من ::
:: موسيقي وبلاگ :: اینجاه آهنگ خودتون رو بذارید
|
خستگی
اگر چه نزد شما تشنه سخن بودم کسی که حرف دلش را نگفت من بودم دلم برای خودم تنگ میشود اری همیشه بی خبر از حال خویشتن بودم نشد جواب بگیرم سلام هایم را هر انچه شیفته تر از پی شدن بودم چگونه شرح دهم عمق خستگی ها را؟ اشاره ای کنم انگار کوهکن بودم
یاشار | در چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385 ساعت
10:7 |
پيوند
| به نام ...
به نام آنكه عشق را بنا كرد
تو را از من ، سر از تو جدا كرد
یاشار | در یکشنبه هفتم خرداد 1385 ساعت
14:7 |
پيوند
| ای کاش ...
ای کاش گلی بودی و از باغ میچیدمت یا که طلوعی بودی و از پنجره می دیدمت ای کاش چشمانت ضریحی داشت چون رنگین کمان هر وقت که باران میگرفت از دور می بوسیدمت
یاشار | در یکشنبه هفتم خرداد 1385 ساعت
13:55 |
پيوند
| دوستت دارم
ت دارم دوستت دار تت دارم دوستت دار
یاشار | در جمعه پنجم خرداد 1385 ساعت
16:48 |
پيوند
| الهی
من می خوام همیشه عاشق بمونم به تو و چشمای روشنت قسم بـا تـرانـه هـای آفـتـابـی تـو مـی تـونـم بـه صـبـح فـردا بـرسـم ایـنـهـمـه خـاطـره رو چـیکار کـنیم نمی تونیم که از اونا بگذریم واژه شـروع شـعـر مـن تـوئـی بـیـا تـا آخـر خـط بـا هـم بـریـم واسه چی می خوای که تنهام بذاری چرا باید تو رو از یاد ببرم یادمه یه روز نشستی روبروم گفتی که محاله از تو بگذرم بیا با هم آسمونو طی کنیم تو به من یه فرصت تازه بده می دونم که چشمای عاشق تو راه و رسم عاشقـی رو بلده
یاشار | در جمعه پنجم خرداد 1385 ساعت
16:42 |
پيوند
| تا تو نباشی
بـا سیـم نـاز مـژه هـات یـه عمره گیتار می زنم نگــاه تـو کـوک نکـنـی من خودمو دار می زنم چـشـات اگـه رو پـنــجـره ام طـرح سـتاره نزنن دسـت خودم نیـست دلمو به در و دیوار می زنم تو نـبـاشـی مـن مـث اون دخـتـرکـی کـه گـمشده گـوشـه کـوچه مـی شـیـنـم ازغم تو زار می زنم
یاشار | در جمعه پنجم خرداد 1385 ساعت
16:40 |
پيوند
| کاش معشوق ز عاشق طلب جان میکرد
کاش معشوق ز عاشق طلب جان میکرد تا که هر بی سر و پایی اسم خود عاشق ننهد یوسف از دامان پاک خود به زندان می رود مناز به رنگ لباست که آخرش کفن است عمرشون وبی همنفس کز می کنن کنج قفس
یاشار | در پنجشنبه دهم فروردین 1385 ساعت
10:19 |
پيوند
|
توی آسمون دنیا هر کسی ستاره داره بيا بنويس غمهای دلم را قلم گفتا برو بيچاره عاشق ندارم طاقت اين بار غم را *** كاش رسم دنيا را آنگونه كه هست مي شناختيم.
یاشار | در سه شنبه هشتم فروردین 1385 ساعت
16:25 |
پيوند
| جدایـــــــــی
ای کاش این اشنایی نبود یا به دنبالش جدایی نبود دوست ندارم که بگم دوستت دارم دوست دارم که بدانی دوستت دارم تویی تنها بهانه واسه زنده بودن من مگربه جرز دوری تو حرفی میزنم
یاشار | در سه شنبه هشتم فروردین 1385 ساعت
11:4 |
پيوند
| رفتی و ...
رفتی بی تو دلم پر درد پاییز قلبم ساکت وسرد دل که میگفتم محرم با من کاش کی میدیدی بی تو چه کرده ای که به شبهام صبح سپیدی بی توتو کویری بی شامم من ای که به رنجام رنگ امیدی بی تو اسیری در دامم من
یاشار | در سه شنبه هشتم فروردین 1385 ساعت
10:25 |
پيوند
| فدای زلف پرتابت بگردم
فدای زلف پرتابت بگردم فدای رنگ مهتابت بگردم شنیدم معشوقا خوابت نمی برد فدای چشم بی خوابت بگردم
یاشار | در سه شنبه هشتم فروردین 1385 ساعت
10:18 |
پيوند
|
یادت میاد گفتم بهت اگه نمیشی مرحمم تورو خدا زخمم نشو که تیکه پارست بدنم تو عین نا باوریام تو هم شدی یه زخم نو نمی خوام مثل تو بشم از جلوی چشمام برو
یاشار | در سه شنبه هشتم فروردین 1385 ساعت
0:2 |
پيوند
|
یاشار | در سه شنبه هشتم فروردین 1385 ساعت
0:1 |
پيوند
| عشق يعنی ...
یاشار | در سه شنبه هشتم فروردین 1385 ساعت
0:0 |
پيوند
|
|
|||||||||